سردار سیاوش مسلمی| آموزش و پرورش در نگاه انقلاب اسلامی، ریشه عزت ملی و شالوده تمدن آینده است. مدرسه تنها مکانی برای انتقال محفوظات نیست؛ میدان تربیت انسان مؤمن، خلاق و کارآمد است. آینده ایران در کلاسهای امروز ساخته میشود، در جایی که معلم با ایمان، اندیشه و دلسوزی، نسل آینده را برای ساختن فردای کشور آماده میکند. رهبر معظم انقلاب در دیدار فرهنگیان در سال ۱۳۹۳ فرمودند: «هدف نهایی آموزش و پرورش، تربیت انسان مؤمن، کارآمد و مسئول است؛ انسانی که بتواند کشور را بسازد و جامعه را پیش ببرد.» این سخن، جهت قطبنمایی برای همه سیاستگذاران و فعالان آموزشی کشور است؛ زیرا نشان میدهد هدف غایی آموزش در نظام اسلامی نه صرفاً انباشت دانش، بلکه پرورش انسانِ تراز انقلاب است؛ انسانی که دانایی را با توانایی، و مهارت را با مسئولیت و ایمان درآمیزد.در جهانی که دانش بهسرعت به فناوری و قدرت تبدیل میشود، نظامهای آموزشیای که هنوز بر تکرار و حفظیات تکیه دارند، نسل آینده را از واقعیت زندگی و پیشرفت دور میسازند. تربیت نسل خلاق و خودباور، دیگر با آموزشهای صرفاً دانشی ممکن نیست. امروز بیش از هر زمان، آموزش و پرورش باید از «دانشاندوزی» به «دانشورزی» و از «آموزش برای امتحان» به «آموزش برای زندگی» حرکت کند. چنین تغییری، بازگشت به منطق اصیل تعلیم و تربیت در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی است؛ همان منطقی که علم را بیعمل بیثمر میداند و دانایی را زمانی ارزشمند میبیند که به سازندگی و خدمت بینجامد. تربیت مهارتمحور در این معنا، پرورش انسانهایی است که میتوانند و میخواهند به پیشرفت کشور خدمت کنند. مهارت، در منطق اسلامی، توانایی عمل مؤمنانه در عرصه زندگی است؛ یعنی آموختن برای زیستن، ساختن و مسئول بودن.
تحول آموزشی بدون تحول در نقش معلم ممکن نیست. معلم در گفتمان انقلاب، مجاهد میدان تعلیم و تربیت است؛ انسانی که نهفقط دانش، بلکه ایمان و بصیرت خود را به شاگردان منتقل میکند و آنان را برای زیستن مسئولانه و خلاقانه آماده میسازد. در رویکرد مهارتمحور، معلم از نقش انتقالدهنده محفوظات خارج میشود و به طراح موقعیتهای یادگیری واقعی تبدیل میگردد؛ کسی که دانشآموز را از انفعال به تفکر، از تکرار به تجربه و از ترس به ابتکار هدایت میکند. او در حقیقت، معمار آینده کشور است؛ زیرا در ذهن و دل دانشآموزان، روح خوداتکایی، ایمان و امید را مینشاند. رهبر انقلاب در توصیف جایگاه معلم فرمودند: «معلم، معمار آینده کشور است.» این جمله بیان حقیقتی راهبردی است؛ زیرا هر جامعهای به اندازه ایمان و اندیشه معلمانش رشد میکند.در این میان، خوداتکایی یکی از ارکان اصلی تربیت در تراز انقلاب اسلامی است. خوداتکایی در نگاه رهبر معظم انقلاب، تنها به معنای مهارت اقتصادی نیست؛ بلکه ریشه در ایمان و اعتماد به نفس ملی دارد. جوانِ با مهارت باید باور کند که میتواند بر توان خود تکیه کند، خلاقیتش را به ثمر برساند و سهمی در پیشرفت کشور داشته باشد. مدرسه اگر بتواند این روحیه «ما میتوانیم» را در دل دانشآموزان نهادینه کند، بزرگترین خدمت را به آینده کشور انجام داده است. خوداتکایی حقیقی یعنی تربیت نسلی که هم به علم مجهز است، هم به ایمان مسلح، و هم به توان عمل معتقد.
تحول مهارتمحور تنها با افزودن چند درس فنی یا کارگاه عملی محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند بازتعریف سه رکن اساسی آموزش است. نخست، محتوا و برنامه درسی باید از چارچوب تکرار و حافظه فاصله بگیرد و بهسوی یادگیری مسئلهمحور، تجربهمحور و پروژهمحور حرکت کند تا دانشآموز بیاموزد چگونه فکر کند و چگونه بیاموزد. دوم، نقش معلم باید از انتقالدهنده دانستهها به هدایتگر مسیر رشد و الهامبخش تفکر و خلاقیت تبدیل شود.سوم، نظام سنجش و ارزشیابی باید از ارزیابی حافظه به سنجش توانایی، خلاقیت، مسئولیتپذیری و مهارتهای واقعی زندگی تغییر کند. این سه رکن، ستونهای تحول آموزشیاند و هر اصلاحی بدون بازآرایی بنیادین آنها سطحی و ناپایدار خواهد بود.عدالت آموزشی نیز در این مسیر جایگاهی محوری دارد. عدالت در تعلیم و تربیت به معنای فراهمکردن فرصت رشد برای همه استعدادهاست. مدرسه باید محیطی باشد که هر دانشآموز بتواند مسیر رشد متناسب با استعداد و علاقه خود را طی کند؛ یکی در مسیر علمی، دیگری در مسیر فنی، هنری یا اجتماعی. تربیت مهارتمحور این امکان را فراهم میکند تا استعدادهای متنوع شکوفا شوند و هیچ استعدادی در سایه نظام یکساننگر از بین نرود. چنین رویکردی، هم عدالت را محقق میسازد و هم سرمایه انسانی کشور را غنیتر میکند.یکی از نقاط ضعف آموزش سنتی در کشور ما، گسست میان آموزش و زندگی واقعی است.
هنگامی که دانشآموز احساس کند آنچه میآموزد در زندگی، خانواده، کار و جامعهاش کاربرد دارد، یادگیری برای او به تجربهای لذتبخش و هدفمند تبدیل میشود. مدرسه باید به محیطی تبدیل شود که در آن علم، تجربه و خدمت اجتماعی در کنار هم معنا یابند. پروژههای گروهی، فعالیتهای داوطلبانه و آموزش کارآفرینی میتوانند زمینههای واقعی تمرین مسئولیت، خلاقیت و همزیستی را فراهم آورند. چنین تجربههایی نهتنها مهارت فنی، بلکه مهارتهای انسانی، ارتباطی و اخلاقی را نیز در دانشآموزان تقویت میکند. در کشورهای پیشرفته، تربیت مهارتمحور از همین پیوند میان آموزش و زندگی واقعی آغاز شده است، اما در فرهنگ ایرانی و اسلامی، این پیوند ریشهایتر و معنویتر است؛ زیرا علم در این فرهنگ، ذاتاً برای عمل و خدمت معنا دارد.تحول در آموزش و پرورش حرکتی تدریجی اما حیاتی است. خوشبختانه زیرساختهای این تحول در کشور وجود دارد؛ از معلمان مؤمن و دلسوز گرفته تا جوانان بااستعداد و فرهنگ عمیق علمدوستی. آنچه نیازمند آنیم، همافزایی هوشمندانه میان آموزش عمومی، فنی و دانشگاهی است تا مسیر یادگیری از مدرسه تا اشتغال پیوسته و هدفمند شود. این پیوستگی میتواند نظام تربیت را از پراکندگی نجات دهد و آن را در خدمت رشد ملی قرار دهد. در این مسیر، فناوری آموزشی و ابزارهای دیجیتال نیز میتوانند با عدالتمحور کردن دسترسی به آموزش، فرصت تازهای برای کیفیتبخشی و عدالت تربیتی فراهم آورند.
رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم تأکید کردند: «جوانان موتور پیشرفت کشورند، اگر ایمان، امید و مهارت را در کنار هم داشته باشند، هیچ قدرتی نمیتواند ایران را متوقف کند.» این جمله خلاصهی همه فلسفه تحول آموزشی است. هر سه واژه ـ ایمان، امید و مهارت ـ اگر در مدرسه ایرانی نهادینه شود، تمدن ایرانی اسلامی از درون شکوفا خواهد شد. تربیت مهارتمحور و خوداتکا در چنین نگاهی بازگشت به منطق اصیل تعلیم و تربیت اسلامی است؛ منطقی که علم را در خدمت ایمان و پیشرفت میخواهد و انسان را محور همه حرکتهای تمدنی میداند. همانگونه که رهبر انقلاب فرمودهاند، کشور را انسانهای ماهر و مؤمن میسازند، نه محفوظات کتابها. این سخن، راهبردی بنیادین برای آینده ایران است. مدرسه باید جایی باشد که نوجوان ایرانی بیاموزد چگونه بیندیشد، چگونه تصمیم بگیرد و چگونه بسازد.از همین رو، هر سرمایهگذاری در آموزش و پرورش، سرمایهگذاری در آینده تمدنی کشور است. اگر آموزش را از انباشت محفوظات به پرورش انسانهای خلاق، مؤمن و خودباور بدل کنیم، جامعهای خواهیم ساخت که توان ساختن آینده خود را دارد.#سردار_مسلمی#آموزش#تربیت_اسلامی#مهارت


0 نظر