به گزارش پایگاه خبری تحلیلی مازندروز؛ در شرایط جنگی و بحرانهای ژئوپلیتیک، حمله به زیرساختهای حیاتی کشور تنها به تأسیسات نظامی و انرژی محدود نمیشود. گاهی مؤثرترین ضربه، مستقیماً متوجه سفره مردم است؛ جایی که اختلال در یک زنجیره تأمین میتواند در مدت کوتاهی قیمت مواد غذایی را افزایش داده و امنیت غذایی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد.
یکی از آسیبپذیرترین حلقههای زنجیره غذایی کشور، تأمین نهادههای مورد نیاز صنعت مرغ و تخممرغ است.
بر اساس برآوردهای موجود، صنعت مرغداری کشور سالانه حدود ۶.۵ میلیون تن ذرت و ۳ میلیون تن کنجاله سویا مصرف میکند. بخش قابل توجهی از این نهادهها از مسیر واردات و از کشورهای تأمینکنندهای وارد میشود که تجارت با آنها، بهدلیل تحریمها و محدودیتهای مالی، نیازمند سازوکارهای پیچیده ارزی و بانکی است.
ارزش این حجم از واردات، در مجموع، به حدود ۴ میلیارد دلار میرسد.
اما مسئله فقط حجم واردات نیست؛ مسئله، تمرکز جغرافیایی و مالی این زنجیره است.
وقتی یک بندر به گلوگاه امنیت غذایی تبدیل میشود
بخش عمده نهادههای دامی وارداتی کشور از مسیر بنادر جنوبی، بهویژه بندر امام خمینی، وارد چرخه توزیع میشود. این در حالی است که بخش قابل توجهی از ظرفیت مرغداری و تولید تخممرغ کشور در استانهای شمالی و شمالغربی قرار دارد.
به این ترتیب، نهادهای که از جنوب وارد کشور میشود، باید هزاران کیلومتر در داخل کشور جابهجا شود تا به واحدهای تولیدی برسد.
این مدل، در شرایط عادی شاید صرفاً به معنای هزینه بالاتر حملونقل و زمان بیشتر باشد؛ اما در شرایط جنگ، بحران امنیتی، اختلال در بنادر، حمله به زیرساختهای حملونقل یا انسداد مسیرهای دریایی، میتواند به یک تهدید مستقیم برای امنیت غذایی تبدیل شود.
اگر مسیر اصلی ورود نهادهها مختل شود، مسئله فقط «کمبود ذرت و سویا» نیست. پیامدهای آن میتواند شامل افزایش هزینه تولید، کاهش جوجهریزی، کاهش عرضه مرغ و تخممرغ و در نهایت افزایش قیمت این دو کالای اساسی باشد.
به بیان سادهتر:
اختلال در یک بندر، میتواند با تأخیر کوتاه، خود را در سفره مردم نشان دهد.
تحریم فقط مسیر واردات را تهدید نمیکند؛ مسیر پرداخت را هم هدف میگیرد
مشکل دیگر، سازوکار پرداخت هزینه واردات است.
بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی کشور در شرایط تحریمی از مسیرهایی مانند یوآن دریافت میشود. اما خرید بسیاری از کالاهای اساسی، از جمله نهادههای دامی، نیازمند دسترسی به ارزهای دیگر و شبکههای مالی واسط است.
بنابراین، زنجیره تأمین نهادههای دامی نهتنها به مسیر فیزیکی واردات وابسته است، بلکه به یک زنجیره مالی پیچیده نیز وابستگی دارد.
در شرایطی که:
مسیرهای بانکی و مالی مختل شوند؛
انتقال پول میان کشورها با مشکل مواجه شود؛
حسابها و تراستهای خارجی مسدود شوند؛
یا تجارت دریایی و بنادر جنوبی با بحران مواجه شوند؛
پرسش اصلی این است:
آیا امنیت غذایی کشور باید منتظر باز شدن یک مسیر مالی یا فعال شدن یک بندر خاص بماند؟
پاسخ منطقی، کاهش وابستگی است.
راهکار اول: تغییر بخشی از سبد نهادههای دامی
یکی از راهکارهای فوری، حرکت به سمت نهادههای جایگزین است.
در سبد خوراک طیور، میتوان بخشی از وابستگی به ذرت را با استفاده از گندم دامی کاهش داد و بخشی از وابستگی به کنجاله سویا را نیز با استفاده از کنجاله آفتابگردان و سایر منابع پروتئینی جایگزین کرد.
البته این جایگزینی باید بر اساس فرمولاسیون علمی جیره، ظرفیت تولید داخلی، ارزش غذایی، قیمت و الزامات فنی انجام شود و نمیتوان نهادهها را بدون محاسبه و بهصورت کامل و ناگهانی جایگزین یکدیگر کرد.
اما نکته مهم این است:
کشور نباید تنها یک نسخه برای خوراک میلیونها قطعه طیور داشته باشد.
راهکار دوم: انتقال مرکز ثقل تأمین نهادهها از جنوب به شمال
در حال حاضر، بخش قابل توجهی از نهادههای وارداتی از مسیر جنوب وارد کشور میشود؛ اما ظرفیتهای بزرگ تولید غلات و دانههای روغنی در شمال و شمالشرق ایران و کشورهای پیرامون دریای خزر، یک فرصت راهبردی ایجاد میکند.
روسیه، قزاقستان و سایر کشورهای منطقه اوراسیا ظرفیت قابل توجهی در تولید غلات دارند.
بهجای آنکه تمام نهادههای مورد نیاز کشور از مسیرهای طولانی دریایی از آمریکای جنوبی و سایر مناطق جهان وارد شده و سپس هزاران کیلومتر در داخل کشور جابهجا شوند، میتوان بخشی از نیاز کشور را از طریق مسیرهای شمالی تأمین کرد.
گندم دامی از روسیه و قزاقستان و کنجاله آفتابگردان از کشورهای تولیدکننده این محصول در منطقه میتواند بخشی از سبد واردات نهادههای دامی ایران را تشکیل دهد.
مزیت چنین مدلی، تنها کاهش مسافت نیست.
این مدل میتواند:
وابستگی به یک بندر خاص را کاهش دهد؛
مسیرهای تأمین را متنوع کند؛
زمان انتقال نهادهها را کاهش دهد؛
هزینه حملونقل داخلی را کم کند؛
و امکان رساندن سریعتر نهاده به مرغداریهای شمال و شمالغرب کشور را فراهم کند.
در سناریوی مناسب، نهادهای که از مبادی شمالی وارد کشور میشود، میتواند در مدت بسیار کوتاهتری نسبت به نهادهای که از جنوب وارد شده و باید تا شمال کشور حمل شود، به تولیدکننده برسد.
راهکار سوم: حذف دلار از بخشی از تجارت نهادههای دامی
مسئله ارزی، بخش مهم دیگری از این پازل است.
اگر ایران بتواند با روسیه و چین و سایر شرکای تجاری خود، سازوکارهای پایدار تسویه دوجانبه یا سهجانبه ایجاد کند، بخشی از تجارت نهادههای دامی میتواند بدون نیاز به تبدیلهای پیچیده و پرریسک ارزی انجام شود.
تسویه با روبل، یوآن یا سازوکارهای تهاتری و چندجانبه، میتواند بخشی از فشار ناشی از تحریمهای مالی را کاهش دهد.
برای مثال، اگر ایران بتواند بخشی از درآمدهای یوآنی خود را در قالب سازوکارهای مالی مشخص برای خرید نهادههای دامی از روسیه یا سایر کشورهای منطقه به کار گیرد، دیگر تمام زنجیره واردات به تبدیل یوآن به دلار یا یورو و عبور از شبکههای مالی واسط وابسته نخواهد بود.
البته این موضوع نیازمند توافقهای دقیق بانکی، تضمینهای تسویه، سازوکارهای شفاف قیمتگذاری و ایجاد شبکه مالی پایدار است.
اما اصل راهبرد روشن است:
امنیت غذایی کشوری که در شرایط تحریم قرار دارد، نباید به ارزی وابسته باشد که برای دسترسی به آن باید از چندین واسطه مالی عبور کند.
مرغ و تخممرغ نباید گروگان دلار و یک بندر باشند
امنیت غذایی فقط به معنای داشتن ذخایر استراتژیک نیست.
امنیت غذایی یعنی:
چند مسیر وارداتی، چند تأمینکننده، چند روش پرداخت و چند ترکیب جایگزین برای تولید وجود داشته باشد.
اگر امروز تمام زنجیره مرغ و تخممرغ کشور به واردات ذرت و سویا از یک مسیر اصلی وابسته باشد، در صورت بروز بحران، کشور نهتنها با مشکل واردات مواجه خواهد شد، بلکه باید با بحران حملونقل داخلی، تأمین ارز و توزیع نهاده نیز همزمان مقابله کند.
راهحل، ایجاد یک شبکه چندلایه است:
جنوب و شمال؛
برزیل و اوراسیا؛
ذرت و گندم دامی؛
سویا و آفتابگردان؛
دلار و یوآن و روبل؛
و واردات در کنار تولید داخلی.
در جنگ، دشمن همیشه به دنبال نابودی مستقیم کارخانهها نیست. گاهی کافی است یک مسیر واردات، یک بندر یا یک کانال پرداخت را مختل کند.
آنوقت، شلیک به زیرساختها، با چند هفته تأخیر، خود را در قیمت مرغ، تخممرغ و سایر اقلام غذایی نشان میدهد.
امنیت غذایی ایران زمانی پایدار خواهد بود که مرغ و تخممرغ مردم، نه گروگان یک بندر باشند، نه گروگان یک مسیر مالی و نه گروگان نوسان یک ارز خارجی.
در جنگ، دفاع از سفره مردم از مسیر پدافند غذایی میگذرد؛ و پدافند غذایی یعنی پیش از آنکه مسیر اصلی قطع شود، مسیرهای جایگزین ساخته شده باشند.


0 نظر