خبرگزاری فارس_ مازندران| هنوز به ۹ نرسیده، اما کارگاه کوچک در حاشیه ساری از نفس موتورهای بازشده و بوی روغن داغ پر است. یوسف یوسفیان قاجاری، جوان ۲۳ سالهای که دستانش همیشه رد گریس دارد، خم شده روی یک پمپ آب قدیمی. کشاورزی از روستای اطراف دلهرهوار بالای سرش ایستاده و میگوید: اگه این دوباره خراب شه، کارِ شالیزارم خواب میمونه.یوسف بدون اینکه سرش را بلند کند، آرام جواب میدهد: این بار خراب نمیشه. دارم سیستم کنترل دَبی جدید رو نصب میکنم.همین سیستم کنترل دبی یکی از همان چیزهایی است که یوسف در همین کارگاه کوچک ساخته؛ قطعهای ساده اما حیاتی که مصرف سوخت را کم میکند و فشار آب را ثابت نگه میدارد. چیزی که نه وارد میشود، نه کسی برایش نمایندگی دارد؛ اما همین جوان توانسته برای چندین کشاورز بسازد.
کسی که دنبال تعمیر نیست؛ دنبال بهتر کردن است
کار یوسف با تعمیر شروع شد اما هیچوقت به تعمیر محدود نماند. هر بار دستگاهی روی میز میآمد، او فقط به درست کردنش فکر نمیکرد، به اینکه چگونه میشود یک قطعه جدید، یک ایده تازه، یک تغییر کوچک ایجاد کرد که دستگاه بهتر کار کند.همین نگاه باعث شد سراغ گیربکس تراکتورهای قدیمی برود؛ قطعاتی که سالهاست بهخاطر تحریم، پیدا نمیشوند و اگر هم باشند قیمتشان چند برابر است.یوسف با نرمافزار طراحی کرد، کد CNC نوشت و بعد از چند بار شکست، توانست نمونهای را بسازد که امروز چند کشاورز ساری با همان قطعه زمینشان را شخم میزنند.
از دل یک شب سخت، یک ایده متولد شد
میگوید ایده هوشمندسازی دستگاهها از یک شب عجیب شروع شد؛ شبی که کمباین یکی از کشاورزان در مزرعه آتش گرفت.همه چیز ظرف چند دقیقه نابود شد. فقط اگر دستگاه سنسور قطعکن اضطراری داشت، نمیسوخت.همان شب یوسف برگشت کارگاه تا صبح روی کاغذ خط کشید و چیزی نوشت که بعدها شد سیستم قطعکن اضطراری هوشمند؛ قطعهای کوچک که روی چند کمباین قدیمی نصب شده و جان دستگاه را از آتش نجات داده است.
جوانی که کارگاهش آزمایشگاه رؤیاهایش است
کارگاه یوسف ساده است: یک میز فلزی، چند آچار، دستگاه تراش قدیمی و یک لپتاپ که همیشه در حال طراحی چرخدنده است.اما همین جاست که او توانسته اولین نمونه خوراکریز هوشمند دام را بسازد؛ دستگاهی ساده اما کاربردی که زمان و مقدار خوراک را تنظیم میکند و برای دامداران کوچک نجاتبخش است.میگوید: هر چی ساختم، از دل یک مشکل واقعی به دنیا اومد. یه کشاورز گیر میکرد، من دنبال راهحل میرفتم.
نه ادعا دارد، نه عنوان؛ فقط کار
یوسف وقتی درباره خودش حرف میزند، از «بسیج» هم حرف میزند، اما نه شعارگونه.برای او بسیج یعنی جمعی از جوانهایی که وقتی همهچیز سخت میشود، دستبهکار میشوند. همانها که وقتی قطعهای نیست، خودشان میسازند؛ وقتی راه میانبری نیست، مسیر را باز میکنند.
کارخانهای که هنوز نیست، اما از همین امروز نفس میکشد
هر بار که از کنارش میپرسی آیندهات چیه؟ چشمهایش برق میزند: میخوام شرکت ساخت ماشینآلات کشاورزی بزنم. نه مونتاژ… طراحی واقعی. ضعفها رو یکییکی حل کنیم.این رؤیا شاید روی کاغذ باشد، اما بخشی از آن همین حالا در کارگاه کوچک او جان گرفته؛ در هر قطعهای که ساخته، در هر دستگاهی که بهجای خاموشی دوباره روشن شده است.
این روایت، روایت یک عنوان نیست؛ روایت یک کار است
روایت جوانی است که قطعه طراحی کرده، پروژه نوسازی انجام داده، دستگاه هوشمندسازی کرده، گیربکس ساخته، جان چند کمباین را از آتش نجات داده و مهمتر از همه؛ مشکل مردم را دیده و برایش راهحل ساخته است و این همان جایی است که روایت تمام نمیشود؛ تازه شروع میشود.
#روایت_پیشرفت#خبر_خوب#خبرگزاری_فارس#دانشبنیان#هوشمندسازی#مکانیک#توسعه#تولید#جهش#بومیسازی#ماشینآلات_کشاورزی#تحریم#اشتغال


0 نظر