تحریف سازمان یافته، روایت مهندسی شده

آن‌چه در ظاهر، پوشش خبری و تحلیل رسانه‌ای در رسانه‌های فارسی زبان خارجی نامیده می‌شود، در واقع بخشی از یک عملیات روانی پیچیده و هدفمند است؛

پروژه‌ای سازمان‌یافته که با مهندسی روایت و بهره‌گیری از تکنیک‌های جنگ شناختی، چارچوب‌بندی منفی و اختلال ادراکی، نه‌تنها تصویر ایران را می‌خواهند تحریف کنند، بلکه امنیت روانی جامعه را نشانه گرفته‌اند و این روایت‌ها، نه حاصل تحلیل بی‌طرف، بلکه محصول دستورکار سیاسی و بودجه‌های فرامرزی‌اند؛ مأموریتی که هدف نهایی‌اش، تضعیف انسجام ملی و فرسایش سرمایه‌های کشور است. در عصر جنگ‌های شناختی، رسانه‌ها دیگر صرفاً ابزار اطلاع‌رسانی نیستند؛ آن‌ها به بازیگران اصلی میدان قدرت بدل شده‌اند و رسانه‌های فارسی‌زبان خارج‌نشین از BBC فارسی گرفته تا ایران‌اینترنشنال و رادیو فردا در ظاهر مدعی بی‌طرفی‌اند، اما در عمل مأموریت‌شان چیزی جز تخریب تصویر ایران نیست و آن‌ها به طور سازمان یافته نقاط قوت کشور را کوچک جلوه می‌دهند و نقاط ضعف را با بزرگ‌نمایی، به بحران‌های ملی تبدیل می‌کنند. این رسانه‌ها از تکنیک‌های پیچیده‌ای بهره می‌برند: وقتی ایران در عرصه علمی یا دیپلماتیک موفقیتی کسب می‌کند، آن‌ها به‌جای تمرکز بر اصل دستاورد، به حاشیه‌ها می‌پردازند؛ به طور مثال در پوشش برنامه‌های فضایی یا پیشرفت‌های هسته‌ای، بیشتر از آن‌که از توانمندی دانشمندان ایرانی بگویند، بر «نگرانی‌های بین‌المللی» یا «احتمال تحریم» مانور می‌دهند و این همان چارچوب‌بندی منفی است؛ تکنیکی که ذهن مخاطب را از واقعیت منحرف می‌کند. یا، در بزنگاه‌های اجتماعی، مانند اعتراضات و بحران‌های اقتصادی این رسانه‌ها با انتخاب گزینشی تصاویر و روایت‌ها، تلاش می‌کنند فضای کشور را بحرانی‌تر از آن‌چه هست نشان دهند که در چنین شرایطی این رسانه‌ها از سوگیری‌های شناختی مخاطب بهره می‌برند؛ به طور مثل با تأییدگرایی و اثر هاله‌ای، ذهن مخاطبان را درگیر یک تصویر سیاه و یک‌جانبه می کنند، تا مخاطب، در مواجهه با این بمباران خبری دچار خستگی شناختی شود و دیگر توان تحلیل منصفانه را نداشته باشد. رسانه‌ها و تهدیدات نرم علیه امنیت ملی در حوزه امنیت ملی، آن‌چه رسانه‌های فارسی‌زبان خارج‌نشین انجام می‌دهند، صرفاً عملیات رسانه‌ای نیست؛ بلکه بخشی از یک جنگ ترکیبی است که در آن، ابزارهای نرم برای تضعیف انسجام ملی و تخریب سرمایه اجتماعی به‌کار گرفته می‌شوند و این رسانه‌ها در چارچوب «تهدیدات غیرسنتی» عمل می‌کنند و اهداف زیر را دنبال می‌کنند: تخریب مؤلفه‌های امنیت روانی: با القای ناامیدی، بی‌ثباتی و بی‌اعتمادی، ذهن جامعه را در وضعیت اضطراب مزمن قرار می‌دهن، که این وضعیت، ظرفیت مقاومت اجتماعی را کاهش می‌دهد و جامعه را مستعد نفوذپذیری می‌سازد. ایجاد اختلال در ادراک عمومی : با دست‌کاری اطلاعات و روایت‌ها، تلاش می‌کنند ادراک مردم از واقعیت را تغییر دهند، که این اختلال ادراکی، تصمیم‌گیری جمعی را مختل کرده و زمینه‌ساز بی‌ثباتی اجتماعی می‌شود. تضعیف سرمایه نمادین نظام : با حمله به نمادهای ملی، شخصیت‌های کلیدی و دستاوردهای راهبردی، تلاش می‌کنند مشروعیت نمادین حاکمیت را فرسایش دهند، که این حملات نمادین، بخشی از جنگ شناختی محسوب می‌شود. نفوذ در گسل‌های اجتماعی: رسانه‌ها با شناسایی شکاف‌های قومی، مذهبی، نسلی و جنسیتی، آن‌ها را برجسته کرده و به ابزار تحریک و تقابل بدل می‌سازن، که این تکنیک، بخشی از راهبرد « قطبی‌سازی هدفمند » است که انسجام ملی را تهدید می‌کند.
اخبار مرتبط