ملت محاصرهناپذیر
دشمن با اعتماد به برتری لجستیکی و حمایت قدرتهای بزرگ، محاصره آبادان را نماد فروپاشی روحیه ملی و نقطه آغاز شکست جمهوری اسلامی میدانست، اما همان حادثه به فرصتی بدل شد که در آن مردم و رهبری با همافزای
سردار محمدرضا موحد | حصر آبادان در پنجم مهرماه ۱۳۵۹ صحنهای چندبعدی از آزمون ملی در دفاع مقدس ۸ ساله بود که نشان داد چگونه یک ملت میتواند در مواجهه با پیچیدهترین فشارها، با تکیه بر سرمایه اجتماعی و رهبری الهی، راه عبور خود را بیابد. آنچه در ظاهر به شکل انسداد جغرافیایی و قطع مسیرهای تأمین سوخت و غذا نمایان شد، در حقیقت نوعی آزمایش فراگیر بود که ابعاد سیاسی، روانی و اجتماعی کشور را درگیر خود کرد. دشمن با اعتماد به برتری لجستیکی و حمایت قدرتهای بزرگ، محاصره آبادان را نماد فروپاشی روحیه ملی و نقطه آغاز شکست جمهوری اسلامی میدانست، اما همان حادثه به فرصتی بدل شد که در آن مردم و رهبری با همافزایی معنادار، مسیر تاریخ را تغییر دادند.
عملیات ثامنالائمه که به شکستن حصر انجامید، محصول صرفاً قدرت نظامی نبود. این عملیات نشان داد که در شرایط محاصره، آنچه تعیینکننده است، علاوه بر ایمان به نصرت الهی بر پایه آیه صریح قرآن «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»، انسجام فرماندهی، قاطعیت تصمیم، و اعتماد متقابل میان رهبری و مردم است. پیامدهای این پیروزی نیز محدود به میدان جنگ باقی نماند؛ روحیهای تازه در جبههها دمیده شد، انسجام سیاسی در کشور افزایش یافت و در عرصه منطقهای، بازیگران خارجی ناگزیر شدند معادلات خود را بازنویسی کنند. به این ترتیب، حصر آبادان به یک الگوی عینی تبدیل شد که اثبات کرد محاصرهها میتوانند نقطه شکست نباشند، بلکه نقطه عبور باشند.
عملیات ثامنالائمه و پایان حصر آبادان، آغازی بر جابهجایی موازنه در کل جبههجنوب بود. محاصره آبادان، ارتش عراق را در موقعیتی فرسایشی گرفتار کرد؛ جایی که نه توان پیشروی داشت و نه امکان عقبنشینی بدون هزینه. شکستن این محاصره نشان داد که ترکیب قوای ارتش و سپاه و پیوند نیروهای داوطلب مردمی میتواند سدّ مستحکم دشمن را بشکند و ابتکار عمل را از متجاوز سلب کند. از دل همین تجربه بود که الگوی عملیاتی جدید ایران شکل گرفت و مقدمات سلسله فتوحات بزرگ بعدی فراهم شد. بهبیان دیگر، حصر آبادان مدرسهای بود برای تولد «جنگ مرکب ایرانی» که در آن هماهنگی نیروها، بهرهگیری از فرصتهای میدانی و قاطعیت تصمیم، جایگزین انفعال و پراکندگی شد.
اما شاید از همه مهمتر، پیامدهای روانی این واقعه بود که هم در جبهه ایران و هم در جبهه دشمن اثر گذاشت. برای ملت ایران، حصر آبادان نماد ارادهای شد که حتی زیر آتش توپخانه و در میان کمبودها نیز شکستپذیر نیست. جمله صریح امام و پیشوای انقلاب که «حصر آبادان باید شکسته شود» به شعاری راهبردی بدل شد و اضطراب عمومی را به انتظارِ پیروزی و اقدام فعال تغییر داد. همین شکستن حصر، روحیهای تازه در رزمندگان دمید، اعتماد میان ارتش و سپاه را افزایش داد و روایت شکستناپذیری دشمن را فرو ریخت. در سوی دیگر، حزب بعث با تجربهای تلخ مواجه شد؛ ناتوانی در حفظ محاصره، اعتبار ادعای «برتری مطلق» را سست کرد و تصویر جنگ کوتاه را به کابوس جنگ فرسایشی تبدیل نمود. بدینترتیب، حصر آبادان نه تنها معادلات نظامی را تغییر داد، بلکه به نقطه عطفی در جنگ روانی نیز تبدیل شد و بر هویت ملی و روایت مقاومت ایرانیان مهر ماندگار گذاشت.
اکنون که ایران با شکلهای نوین فشار و محاصره مواجه است، بازخوانی آن تجربه اهمیتی مضاعف مییابد. ماهیت تهدید تغییر کرده است؛ جای تانک و توپ را محدودیتهای مالی و فناورانه گرفته و به جای رادیوهای بیگانه، شبکههای اجتماعی جهانی نقش ماشین جنگ روانی را بر عهده دارند. اما در سطح ساختاری، همان منطق پابرجاست: دشمن میکوشد با انسداد منابع حیاتی و تحمیل ناامیدی، اراده ملی را تضعیف کند. مقایسه تطبیقی نشان میدهد که همان سه محور کلیدی حصر آبادان، امروز نیز شرط عبور از محاصره است: مدیریت روایت و جنگ شناختی برای بازسازی سرمایه اجتماعی، تابآوری اقتصادی برای کاستن از شکنندگیهای ساختاری، و انسجام نهادی برای تصمیمگیری سریع و کمهزینه.
در سالهای نخست جنگ، امام خمینی(ره) با تثبیت افق معنا و اعتمادبخشی به مردم، زمینهای فراهم آورد که امت نه تنها تحملگر فشار باشد، بلکه به کنشگر فعال و امیدآفرین بدل شود. همان رابطه دوسویه، امروز نیز شرط عبور از محاصرههای نوین است. همان طور که امام امت، خطمشی کلان، چشمانداز آینده و معیارهای صیانت از ارزشها را ترسیم می کند؛ امت باید در میدان تولید، رسانه و زندگی اجتماعی، روایت امید و عمل را بازتولید کند.
از این منظر، تجربه حصر آبادان یک مطالعه موردی تاریخی صرف نیست، بلکه نمونهای از چگونگی پیوند میان راهبرد و جامعه است. همانگونه که اقتصاد جنگی دهه شصت پشتیبان جبههها شد، امروز اقتصاد مقاومتی عملیاتی باید پشتوانهای برای حفظ اشتغال، بومیسازی فناوریهای کلیدی و مصونسازی زنجیرههای ارزش باشد. همانطور که فرماندهی قاطع عملیات ثامنالائمه گرههای میدانی را گشود، اکنون نیز حکمرانی چابک و هماهنگ باید اصطکاکهای نهادی را کاهش دهد و تصمیمهای سریع و مبتنی بر داده را جایگزین فرایندهای کند و پرهزینه کند. همانگونه که امید اجتماعی در دهه شصت پشتوانه صبر مردم در برابر کمبودها بود، امروز نیز بازسازی اعتماد با خدمت رسانی بی منت، شرط اصلی گذار از فشارهای رسانهای و اقتصادی است.
بنابراین، درس بزرگ حصر آبادان این است که محاصرهها، هرچند سخت و فراگیر، میتوانند به سکوی جهش تبدیل شوند اگر سه رکن اصلی آن تجربه تاریخی بازتولید شود: روایت امید، تابآوری اقتصادی و انسجام تصمیمگیری.
این سهگانه اگر در پیوند راهبردی امام و امت به حرکت درآید، نه تنها هزینههای محاصره کاهش خواهد یافت، بلکه مسیر رسیدن به افق تمدن نوین اسلامی هموار میشود؛ تمدنی که در آن ایستادگی و خودباوری، نه شعار، بلکه تجربه زیسته یک ملت است.
#سردار_موحد
#حصر_آبادان
#عملیات_ثامن_الائمه
0نظر